یکشنبه ۱ اوت ۲۰۱۰

چند شنبه؟؟؟....

امروز یکشنبه همان هفته ای که مامان جمعه اش اومده بود رنگ یکشنبه ها یادم نیست ولی شنبه رنگ سینه ی اون پرستارست اونیکه لباسش رنگ لباس منه با اون رنگ شنبه ها که موهاشو قایم کرده توش.
مامان اومد از زیر چشمای ملافم دیدمش تا رسید جلوی در همه اش ملافه شد. داشتم تو حوض آقاجون خفه می شدم حوض آقاجون رنگ پنجشنبه هاست. نگار دست می زد آب توی چشمامو پر کرده بود می دیدمش خوشگل بود رنگ دوشنبه ها با اون موهای تابدار رنگ چهارشنبه ها.
پرستار پرسید:کی می دونه امروز چند شنبه است؟
صدام مثل ماهی شده بود آب. آب. نگار پیشم نمی آد می خوامش وقتی صد تا مثل نگار، مثل مامان می آن اینجا .گفتم: رنگ مامان چیه؟
ملافه رو که کشید . من دستام روی گوشام بود آخه صداش بد بود مثل همون صدا که از قوطی سیاهه ی بالای اتاق می آد. چشمامو باز کردم لبای مامان می خندید لباش رنگ سه شنبه ها بود اون خندید ولی من نخندیدم آخه دندون ندارم وقتی افتادم تو حوض آقاجون داشتم نگار دست می زد. منم افتادم. حوض آقاجون رنگ پنجشنبه هاست. من و دایی رنگ پنجشنبه هاش کردیم .
صورتشو آورد جلو، صورت مامان چند شنبه بود؟ نمی دونم! پرسید: حالت خوبه؟
من که حالم بد بود مثل حال خودش صورتشوآورد نزدیک تر منم دستمو گذاشتم روی صورتم پشت دستام خیس شد، رنگ خیس، رنگ مامانه.
امروز دایی اومد.لباسش رنگ چهارشنبه ها بود. رنگ موهای نگار. وایستاده بود اونور چشمای در و منو نگاه می کرد. دیشب خواب مامانو دیدم ته حوض آقاجون نشسته بودیم- من و اون - داشت لالایی می خوند من روی پاهاش خوابیده بودم اون صداش اصلا بدنبود . صورتش رنگ جمعه بود حتما رنگ جمعه بود. تو خواب یادم بود که جمعه دیدمش توی باغ که رفتیم، دستمو که گرفت بعدشم که صورتش خیس شد و رنگ جمعه صورتش عوض شد.
باید با دایی برم می خواهیم بریم حوض آقاجون پیش نگار، خوشگل رنگ دوشنبه ها، پیش مامان چند شنبه ی مامان یادم نمی آد!؟ خیس چه رنگی بود؟ مامان رنگ چند شنبه بود؟
شنبه . یکشنبه . دوشنبه .....