وقتي يه smsاينجوري دست آدم مي رسه دنبالش يه نگراني پر رنگ مي شه تو وجودت، يعني چي شده؟ شايد دلش گرفته! از چي و براي چي؟و چون نمي خواهي که تو هم تو جوابش تمام اون پررنگي رو نشونش بدي
چه فکر نازک غمناکي که کرم کوچک ابريشم تمام عمر قفس مي ساخت ولي به فکر پريدن بود
و اين حکايت اونه حکايت کوچيک ترين عضو خونواده که هم ماهر شد تو قفس ساختن و هم با همه ي وجودش فکر دو تا باله براي پريدن
هرجوجه اي قد مي کشد
هر غنچه اي وا مي شود
گاهي نگاه آفتاب
گم مي شود در ابر و باد
گاهي کبوتر مي پرد
در آسمان، خوشحال و شاد
گاهي درخت و يک بهار
گاهي درخت و يک خزان
با برگهاي خشک و زرد
يا برگهاي نوجوان
يک دل هميشه شاد نيست
در آن هميشه غصه نيستلبخند و گريه با هم است
اين راه و رسم زندگي ست
از کتاب پرنده و فال اثري از داود لطف الله


0 نظرات:
ارسال يک نظر